خوانایی گزارشگری مالی
خوانایی گزارشگری مالی ازجمله موضوعاتی است که درسال های اخیر بخش وسیعی ازتحقیقات درمدیریت مالی وحسابداری را به خود اختصاص داده است. در این تحقیقات اثرات خوانایی گزارشگری مالی بااستفاده از معیارهای متفاوت و نیز برابعاد مختلف شرکت مانند هزینه سرمایه، هزینه بدهی، کارایی سرمایه گذاری، بازده سهام، ارزش بازار سهام و...مورد بررسی قرارگرفته است. این اثرات عمدتاً برمبنای تئوری عدم تقارن اطلاعاتی و رابطه نمایندگی تجزیه وتحلیل شده اند. عدم تقارن اطلاعاتی به معنای نابرابری اطلاعات بین دوطرف قرارداد است که موجب بوجود آمدن دو دسته اشخاص آگاه و ناآگاه می گردد، عاملی که برروابط بین ذینفعان و شرکت تأثیر می گذارد(زحمتکش و همکاران،1401).
عناصر خوانایی گزارشگری مالی
یکی ازمهم ترین عناصر در بحث گزارشگری مالی، سود حسابداری بر مبنای فرض تعهدی است. سود حسابداری ابزاری برای فائق آمدن بر مشکلات اندازه گیری و ارزیابی مؤسسات درحال تداوم فعالیت است، چرا که جریانات نقدی دارای مشکلات زمان بندی هستند و معیار مناسبی برای عملکرد تلقی نمی شوند. علیرغم این برتری، سود تعهدی که مبتنی براصل تحقق و شناسایی درآمد می باشد ممکن است با جریانات نقدی واقعی شرکت مطابقت نداشته باشد. درحقیقت میزان تطبیق سود شرکت با میزان جریان های نقدی ایجاد شده، نشان دهنده خوانایی اقلام تعهدی است و کاهش این تطبیق و خوانایی آن سبب افزایش ریسک اطلاعاتی شرکت می شود، لذا اختلاف بین سود تعهدی و جریان نقدی به عنوان معیار خوانایی سود و بطور کلی تر خوانایی گزارشگری مالی مطرح شده است. در اکثر تحقیقات نیز از خوانایی اقلام تعهدی به عنوان بدیل خوانایی گزارشگری مالی استفاده شده است. در راستای تأثیر خوانایی گزارشگری بر ابعاد مختلف شرکت، موضوع هزینه سرمایه یکی ازمهم ترین ابعاد شرکت می باشد(وفایی پور و همکاران،1400).
خوانایی گزارشگری مالی ازاین جهت با هزینه سرمایه مرتبط است که بر عدم تقارن اطلاعاتی مؤثر است، به گونه ای که با کاهش آن می تواند نقشی مهم در کاهش هزینه سرمایه و هزینه بدهی ایفا نماید. دسته ای دیگر از مطالعات، در تحلیل عوامل مؤثر بر موجودی نقد شرکت ها نشان می دهند با افزایش عدم تقارن اطلاعاتی، مقدار وجه نقد نگهداری شده توسط شرکت ها افزایش می یابد. به عبارتی عدم تقارن اطلاعاتی سبب می شود، تحصیل وجه نقد برای شرکت ها دشوار و هزینه بر شود و در این شرایط شرکت ها ممکن است دارایی های نقدی خود را تقویت نمایند تا از هزینه های مرتبط با وابستگی برتأمین مالی خارجی بکاهند. در این مطالعات عواملی چون اندازه، میزان فرصت های رشد، ساختار مالکیت، اندازه، روابط بانکی وسر رسید بدهی برمبنای تئوری عدم تقارن اطلاعاتی تحلیل شده اند. به طور کلی انتظار می رود که شرکت های با فرصت های رشد بالاتر، اندازه کوچک تر، سررسید بدهی کوتاه تر و بدهی بانکی کم تر، به واسطه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر، میزان وجه نقد بالا تری نگهداری نمایند(سالاری،1400).
بر طبق آنچه که بیان شد، خوانایی اطلاعات حسابداری میتواند ازعدم تقارن اطلاعاتی کاسته و دارای پیامد های اقتصادی برای شرکت باشد و از آن جایی که عدم تقارن اطلاعاتی عامل اثر گذاری بر میزان نگهداشت وجه نقد شرکت است، می توان بین خوانایی گزارشگری مالی و وجه نقد بر مبنای تئوری عدم تقارن اطلاعاتی، چارچوب نظری را ترسیم نمود. بنابراین می توان انتظار داشت که خوانایی گزارشگری ازطریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و متعاقبا کاهش وجه نقد مازاد بر نیاز، موجب افزایش کارایی سرمایه گذاری شده و مدیریت وجه نقد شرکت را بهبود بخشد، که نهایتا منجر به نگهداشت وجه نقد کمتری در شرکت می شود .
درگزارش سال 1999 کمیته بلو ریبون[1] درخصوص بهبود اثر بخشی کمیته حسابرسی شرکت ها پیشنهاد شماره 8 به شرح زیر آمده است :
"کمیته پیشنهاد می کند استانداردهای حسابرسی، حسابرسان مستقل را ملزم سازد که قضاوت خود درباره خوانایی (ونه صرفاً قابلیت قبول) اصول حسابداری مورد استفاده درتهیه صورت های مالی شرکت را با کمیته حسابرسی به بحث بگذارند. مباحث باید شامل مسائلی نظیر شفافیت افشای مالی و درجه تهاجمی (خوشبینی) یا محافظه کاری (بدبینی) اصول و برآوردهای حسابداری و سایر تصمیم های مهم مدیریتی باشد که در تهیه صورت های مالی به کار رفته وتوسط حسابرسان مستقل بررسی شده است. این الزام باید به گونه ای نوشته شود که بحث و مذاکره آزاد و صریح را تشویق کند و از زبان استاندارد شده و غیرمنعطف بپرهیزد". در پاسخ به این پیشنهاد، هیأت استانداردهای حسابرسی، استاندارد حسابداری شماره 61 را اصلاح کرد و پیشنهاد فوق را الزامی نمود(ژی[2] و همکاران،2022).
در پرتو الزام های جدید، حسابرسان، اعضای کمیته حسابرسی و مدیریت می کوشند «خوانایی گزارشگری مالی» را تعریف کنند. در آوریل 2020 انجمن حسابداران رسمی آمریکا[3] رهنمودی در مورد روش و زمان ارتباط با کمیته حسابرسی منتشر کرد و ده گروه از موضوع هایی را که مدیریت وحسابرسان می توانند مورد بحث قرار دهند فهرست نمود. به هر حال درباره خوانایی فقط گفته شده است که:
"معیاری عینی برای کمک به ارزیابی یکنواخت اصول حسابداری مورد استفاده در تهیه صورت های مالی یک واحد تهیه نشده است. استاندارد شماره 61 سمت و سوی بحث و مذاکره با کمیته حسابرسی را به مواردی که اثر با اهمیتی بر صورت های مالی دارد، شامل بیان صادقانه، قابلیت رسیدگی، بی طرفی و ثبات رویه سوق داد. این خصوصیات می تواند مبنایی برای بحث خوانایی به مفهوم عام کلمه قرار گیرد، زیرا این ویژگی ها در بیانیه مفهومی شماره 2 هیأت استانداردهای حسابداری مالی[4] به عنوان خصوصیات مطلوب اطلاعات مالی ارائه شده است."
خوانایی صورت های مالی درمقایسه با خوانایی گزارشگری مالی
اگرچه پیشنهاد شماره 8 کمیته بلوریبون و استاندارد شماره 61 مشخصاً به خوانایی گزارشگری مالی اشاره کرده اند ولی با تأکید بر اصول حسابداری شرکت، به طور ضمنی بر صورت های مالی تمرکز نموده اند. به هرحال، بحث جامع در خصوص خوانایی ، در نهایت می باید فراتر از صورت های مالی باشد، زیرا شرکت ها اطلاعات مالی را با وسایل دیگر (نظیر مجلات مالی، گزارش های تحلیلگران و...) و روشهای دیگر (نظیر سخنرانی، نمایش، مراکز اطلاع رسانی اینترنتی و...) نیز منتشر می کنند. اگر چه چارچوب پیشنهادی در این مقاله برای ارزیابی خوانایی صورت های مالی است ولی برای ارزیابی اطلاعات مالی به مفهوم کلی نیز کاربرد دارد.
نکته دیگر این است که گزارشگری مالی فقط یک محصول نهایی نیست، بلکه فرایندی متشکل از چندین جزء است. براساس چارچوب پیشنهادی، خوانایی گزارشگری مالی نهایتا بستگی به خوانایی هر بخش از فرایند گزارشگری مالی دارد(فیکسون [5]و همکاران،2021).رویکرد های مختلف برای ارزیابی خوانایی گزارشگری مالی
افزون بر پیشنهاد شماره 8 و متن اصلاح شده استاندارد شماره 61، رویکرد های متفاوت دیگری به خوانایی اصول حسابداری و گزارشگری مالی وجود دارد. این رویکرد ها را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
1)رویکرد نیازهای استفاده کننده و
2)رویکرد حمایت از سرمایه گذار / سهامدار .
رویکرد نیازهای استفاده کننده تمرکز بر مسائل مرتبط با ارزشیابی دارد. رویکرد حمایت از سرمایه گذار/ سهامدار بر مسائل مرتبط با نحوه اداره شرکت و مباشرت تأکید دارد(کلانتپاتسو و ردا[6]،2020).
رویکرد نیازهای استفاده کنندگان
در این گروه، خوانایی گزارشگری مالی بر مبنای سودمندی اطلاعات مالی برای استفاده کنندگان، تعیین می شود. چارچوب نظری هیأت استانداردهای حسابداری مالی نمونه اولیه ای از این مدل است. هیأت در بیانیه های مفهومی استدلال می کند که خوانایی می باید برحسب اهداف کلی گزارشگری مالی، یعنی فراهم کردن اطلاعات سودمند برای استفاده کنندگان جهت تصمیم های سرمایه گذاری، اعتبار و مانند آن تعریف شود. هیأت سپس ویژگی های کیفی لازم برای تأمین اهداف بیان شده را تعریف می کند. طبق مدل هیأت، خصوصیات کیفی شامل مربوط بودن ( ارزش پیش بینی، ارزش تاییدکنندگی وبموقع بودن )، اتکاپذیر بودن ( رسیدگی پذیری، بیان صادقانه و بیطرفی)، ثبات رویه و مقایسه پذیر بودن است. هیأت تصدیق می کند که این یک ارزیابی ذهنی است و اغلب می باید بین مربوط بودن و اتکاپذیر بودن تعادل برقرار شود(محمدیان و همکاران،1401).
رویکرد کمیته جنکینز دقیقاً در راستای مدل هیأت استانداردهای حسابداری مالی می باشد، امادر تعریف نیازهای اصلی استفاده کنندگان به اطلاعات، با شناسایی مفاهیم هفت گانه زیر از آن مدل فراتر می رود:
- تجزیه و تحلیل جداگانه هر قسمت تجاری که فرصت ها و ریسک های متفاوتی دارد،
- درک ماهیت فعالیت شرکت،
- کسب و درک دیدگاه وچشم انداز فعالیت،
- درک دیدگاه مدیریت،
- اشاره به نسبی بودن اتکاپذیری اطلاعات در گزارشگری مالی،
- درک عملکرد شرکت نسبت به رقیبان و سایر شرکت ها،
- درک تغییرات مهمی که بسرعت بر شرکت تاثیر می گذارد.
اطلاعات مالی به میزانی که یک یا چند نوع از نیازهای استفاده کنندگان به شرح فوق را تأمین کند، مربوط تصور می شود. خوانایی این اطلاعات سپس براساس سایر ویژگی های کیفی، مشابه مدل هیـأت، یعنی اتکا پذیری و مقایسه پذیری، مورد قضاوت قرار می گیرد.
رویکرد استمرار سود نیز به ویژه مبتنی بر دیدگاه سرمایه گذاران است. اطلاعات مالی که به سرمایه گذارن در 1) تشخیص سود اصلی از سود غیر اصلی و 2) تفکیک اقلام مالی یا نتایج کسب و کارهای فرعی از فعالیت های اصلی کمک کند، مربوط انگاشته می شود. تمام خصوصیات اطلاعات که برای استفاده کنندگان سودمند در نظر گرفته می شود با هدف نهایی استفاده کنندگان که تعیین ارزش شرکت یا ارزیابی ریسک اعتبار است ارتباط صریح یا ضمنی دارد(فلاح،1401).
رویکرد حمایت ازسرمایه گذار/ سهامدار
دراین گروه، خوانایی اطلاعات مالی به طور عمده برحسب « افشای کامل ومنصفانه» برای سهامداران تعریف می شود. هدف بنیادی برنامه مدیریت سود که توسط لویت[7] رئیس کمیته بورس اوراق بهادارآمریکا [8]اعلام و به اجرا گذاشته شد، حمایت از سرمایه گذار/ سهامدار است. در این زمینه، خوانایی گزارشگری مالی عبارت است از اطلاعات مالی کامل و شفاف که مانع گمراهی یا ایجاد ابهام برای استفاده کنندگان می شود.
رویکردهایی که در گروه حمایت از سرمایه گذار/ سهام دار طبقه بندی می شود، معیارهای مشابهی برای تعیین خوانایی اصول حسابداری و گزارشگری مالی دارد. معیارهای تعیین خوانایی اصول حسابداری وگزارشگری مالی در هریک از این رویکردها به شرح زیر است:
پیشنهاد شماره 8 :
- شفافیت موارد افشا،
- درجه تهاجمی یا محافظه کاری اصول حسابداری و برآورد های اساسی.
استاندارد شماره 61:
- شفافیت یکنواختی و کامل بودن اطلاعات و موارد افشای حسابداری،
- یکنواختی کاربرد خط مشی های حسابداری،
- اقلامی که تاثیر مهم بر بیان صادقانه، رسیدگی پذیری، بیطرفی و یکنواختی اطلاعات
حسابداری دارد (محمدی و عنبری،1399).
کمیته کرک:
- شفافیت روش های افشا،
- محافظه کاری، میانه روی یا افراطی بودن در انتخاب اصول حسابداری،
- نحوه عمل حسابداری مشترک یا خاص است ودر اقلیت می باشد.
مدل کمیته بورس اوراق بهادار امریکا برای ارزیابی خوانایی استانداردهای حسابداری بین المللی:
- شفافیت،
- مقایسه پذیر بودن،
- افشای کامل.
بعضی از معیارهای فوق شبیه معیارهای رویکرد گروه نیازهای استفاده کنندگان است. به هرحال، تفاوت بنیادی بین این دو گروه وجود دارد. رویکرد نیازهای استفاده کنندگان عمدتاً به تأمین اطلاعات مالی که برای استفاده کنندگان در تصمیم گیری های ارزشیابی / تخصیص سرمایه مربوط باشد، تمرکز دارد، ولی رویکرد حمایت از سرمایه گذار/ سهامدار در پی اطمینان دادن به استفاده کنندگان است که اطلاعات به مقدار ممکن (کفایت اطلاعات) و به شکل شفاف (کامل بودن اطلاعات) ارائه شده است. هدف های رویکرد ها، لزوما مانعه الجمع نیستند و در بعضی زمینه ها تقویت کننده یکدیگرند(مراداف و همکاران،1399).
[1] . Blue Ribbon
[2] Xi
[3] . AICPA
[4] . FASB
[5] Fixon
[6] Klanpatso & Reda
[7] . Levitt
[8] . SEC
ماموریت: فراهم کردن بستر ایده پردازی و مشاوره دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری جهت انجام و ارائه اثربخش و کارا پایان نامه و رساله