کارآفرینی محرک اساسی نوآوری، سلامت اجتماعی و ثروت است و عامل حیاتی رشد اقتصادی است (بوسما[1] و همکاران، 2020). بخش اعظم ادبیاتی که قصد و فعالیت کارآفرینی را بررسی می‌کند تا حد زیادی بر ویژگی‌های افراد متمرکز شده است (استام[2] و همکاران، 2008) نقش عوامل اجتماعی-اقتصادی و جمعیت شناختی (شیروکووا[3] و همکاران، 2016؛ استام و همکاران، 2008). خودکارآمدی (بوید و ووزیکیس، 1994)، ادراکات (آرینیوس و مینیتی[4]، 2005) و هویت (آبشونکا[5] و همکاران، 2015). در حالی که مشخص شده است که فعالیت کارآفرینانه محصول ویژگی‌های شخصی یک فرد است، اخیراً پیکربندی محیط عملیاتی کارآفرینی و همچنین موقعیت نسبی آن‌ها در جامعه به طور فزاینده‌ای به عنوان عوامل محوری محرک کارآفرینان شناخته شده است (استرین[6] و همکاران، 2013؛ کیبلر[7] و همکاران، 2014).

از نظر شومپيتر[8]، کارآفرینی موتور رشد و توسعه است و از ديدگاه بارنت[9]، کارآفرینی علاوه بر اينکه موتور توسعه اقتصاد است، به عنوان حلقه اتصال بين اختراع، نوآوري و توليد محصولات و خدمت جديد نقش ايفا مي­کند. در اهميت کارآفرینی همين بس که برخي از شرکت­هاي بزرگ جهان براي حل مشکلات خود به کارآفرینی روي آورده­اند. کارآفرینی از منابع مهم و پايان­ناپذير همه جوامع بشري است. منبعي که به خلاقيت انسان­ها بازمی‌گردد، از یکسو بسيار ارزان و از سوي ديگر ارزشمند و پايان­ناپذير است (بلوگلوفسکی و سومچ[10]، 2014).

کارآفرینی در منظر وحياني قرآن كريم كه قانون اساسي و اساس قانوني ما مسلمانان است. در حقيقت، كتاب زندگي، كارآموزي و حيات طيبه است و پيامبر رحمت، حضرت محمد(ص) نيز كار و كارآفريني را مورد تأكيد قرار مي‌داد و خود به آن عمل كرد. آنچه، از آيات قرآن كريم بهره‌برداری می‌شود اين است كه دست‌یابی به زندگي شايسته و سالم، در گرو بهره‌گیری از معارف آسماني، تفكر، تعقل و فعاليت مثبت، دورانديشانه و مفيد است. خطوط كلي و شاهراه‌های وصول به زندگي مطلوب، شكوفا كردن بخشي از استعدادهاي دروني و جامه عمل پوشاندن به آن‌هاست؛ زيرا اين حيات دنيوي و مادي، ظرفيت شكوفايي تام يا حتي بخش اعظم استعدادهاي آدمي را ندارد. در نظام ارزشي و در جاي جاي كلام معصومين و به ويژه در نگاه پيامبر اعظم(ص) در امتداد آيات قرآن و خاستگاه وحي، امور اقتصادي و مقوله كارآفريني، بخش مهمي از زندگي آدمي را به خود اختصاص داده است. قرآن كريم با تأكيد بر عناوين و مواضع مختلف، اهميت اقتصاد و کار و كارآفريني را مورد تأكيد قرار داده است كه موارد ذيل برخي از آن‌هاست (خنیفر، 1389). از نظر موريس و جونز[11] (1999) نقش کارآفرینی در سازمان‌های دولتي هنوز دوره طفوليت خود را مي­گذراند. مفهوم «کارآفرینی سازمانی» تنها اخيراً در ادبيات کارآفرینی ظاهر شده و به عنوان «فرايند خلق­کننده ارزش» براي شهروندان از طريق ترکيب منابع دولتي و خصوصي به منظور بهره‌برداري از فرصت‌های اجتماعي است. از ديدگاه مون[12]، محققان به مدل­هاي کارآفرینی به عنوان ابزاري براي دستيابي به کارايي در سازمان‌های غيرانتفاعي و دولتي توجه مي­کنند. بويت[13]، اولين نويسنده­اي بود که تلاش کرد فرايند کارآفرینی را در بخش دولتي توسعه داده و مفهوم کارآفرینی سازمانی را در ادبيات بازرگاني معرفي کند. از نظر او محيط نامعين، تحول قدرت و تخصيص دوباره منابع به سطوح مديريت، زمينه­هاي موفقيت کارآفرينی سازمانی است (بهادری­خسروشاهی و همکاران، 1391).

سازمان‌های عصر حاضر به کارآفرینی سازمانی، به دلیل نقشی که در کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق نوآوری، مخاطره پذیری و نوسازی استراتژیک برای سازمان‌ها ایفا می‌کنند، توجه خاصی داشته‌اند (الوانی و همکاران، 1395).

مفهوم کارآفرینی سازمانی در چهار دهه گذشته تکامل یافته و در طول زمان تعاریف متفاوتی را شامل شده است. از تحقیقات اولیه دهه 1970 که بر تیم‌های خطرپذیر[14] و مفاهیم پایه‌ای پیاده‌سازی کارآفرینی در سازمان‌های موجود متمرکز بود تا قرن بیست­و­یکم که در آن کارآفرینی سازمانی به عنوان یک رشته مطالعاتی، تعریف شد و توسعه شایستگی‌های نوآوری از طریق کارآفرینی سازمانی مورد توجه قرار گرفت (کوراتکو و موریس[15]، 2018).

کارآفرینی به عنوان موتور محرک توسعه اقتصادی در عصر اطلاعات، نقشی محوری در فعالیت‌های فردی و سازمانی ایفا می‌کند؛ و از آنجا که در کشورهای جهان سوم، دولت و سازمان‌های دولتی در تمام عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حضوری گسترده و فراگیر دارند، تبدیل این سازمان‌ها از حالت سنتی و بوروکراتیک به سازمان‌های کارآفرینانه، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کارآفرینی پدیده‌ای است که شرایط محیطی در آن تعیین کننده است. در همین راستا موریس و لوئیز بر این باورند که ترکیب زیرساخت‌های محیطی، درجه آشفتگی محیطی و تجربیات محیطی افراد جامعه بر سطح انگیزه کارآفرینانه در جامعه تأثیرگذار است. تئوری‌های جامعه‌شناسی کارآفرینی به بررسی این موضوع می‌پردازند که چگونه محیط بر کارآفرینی تأثیرگذار است. طبق نظر جفری تیمونز آنچه در محیط مطلوب کارآفرینانه مورد نیاز است، محیطی می‌باشد که ویژگی‌های اجتماعی، سیاسی و آموزشی را با هم ترکیب نماید؛ سازمان‌ها و کارگزاری‌های دولتي زماني كارآفرينانه خواهند بود كه نسبت به تغييرات هوشيار باشند، فرصت‌ها را كشف و از آن‌ها بهره‌برداری نموده و يا اقدامات نوآورانه‌ای بروز دهند (حسین­پور و همکاران، 1398).

نتایج به دست آمده از بررسی‌های دیده­بان جهانی کارآفرینی نشان می‌دهد که گرچه نرخ فعالیت‌های کارآفرینانه در ایران در طی 5 سال گذشته بیش از 10 درصد بوده و در برخی موارد حتی بیش از نرخ فعالیت کارآفرینانه کشورهایی مانند دانمارک است اما در واقع اغلب فعالیت‌های کارآفرینانه در ایران نوآورانه نیست، چراکه پشتیبانی مالی خوبی از آن‌ها نمی‌شود (زالی و همکاران، 1391).

به عقیده تعداد قابل‌توجهی از صاحب‌نظران، سازمان‌های دولتی نیز همچون سازمان‌های خصوصی با محیط بیرونی متلاطمی مانند رقابت‌پذیری، فناوری‌های به سرعت در حال تغییر، تنوع تقاضاهای عمومی، اوج پاسخگویی‌ها، کسب رضایت مشتری و کاهش هزینه مواجه شده‌اند. با هدف انجام اثربخش وظایف سازمان‌های دولتی و عمومی در چنین محیط‌هایی برخی نگرش‌های مبتنی بر بازار مانند خصوصی‌سازی، برون‌سپاری و کارآفرینی سازمانی معرفی شده‌اند (نادری­بنه و همکاران، 1396). كارآفريني سازماني فرآيندي است كه از طريق آن يك فرد يا گروهي از افراد درون يك سازمان، سازماني جديد را خلق كرده و يا موجب نوآوري يا نوسازي در سازمان فعلي شوند. كارآفريني سازماني متشكل از سه پديده «خلق کسب‌وکار جديد درون شركت فعلي»، «تحول شركت فعلي از طريق نوسازي استراتژيك» و «نوآوري» بوده كه البته ممكن است با يكديگر در ارتباط باشند. معمولاً كارآفريني در يك سازمان شامل مؤلفه‌هایی است كه منجر به فعالیت‌های نوآورانه می‌شود. مؤلفه‌های مؤثر بر كارآفريني در کارکنان یک سازمان، در چهار عوامل سازمانی (شامل: حمایت مدیریت عالی، فرهنگ سازمانی، راهبردهای سازمان، ساختار سازمان، ارتباطات اثربخش، سیستم کنترل و ارزیابی)، عوامل فردی (نگرش کارآفرینانه، رفتار کارآفرینانه، ظرفیت و مهارت‌های کارآفرینانه)، عوامل استراتژیک (مأموریت چشم‌انداز محور، تاکتیک‌های رقابتی، ویژگی‌ها، ارزش‌ها و رفتار رهبران استراتژیک) و عوامل محیطی (پویایی، پیچیدگی، شدت رقابت، تقاضا برای محصولات جدید) قرار می‌گیرد (الوانی و همکاران، 1395).

به استناد تحقیقات متعدد، سرمایه اجتماعی با ایجاد بستری مطلوب برای توسعه تعاملات اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز کارآفرینی در سازمان‌ها باشد. اگر صرفاً بر اساس مطالعات گذشته بیان شود که سرمایه اجتماعی، رشد و توسعه اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، به نظر می‌رسد، منطقی است انتظار داشته باشیم سرمایه اجتماعی بتواند بر فعالیت‌های کارآفرینانه تأثیر بگذارد (منتظری و همکاران، 1395).

سازمان‌ها از طریق توسعه سرمایه‌های اجتماعی موجب تشویق و توزیع ایده‌ها شده و سازمان را به سمت تحقق دانش‌آفرینی، انعطاف‌پذیری برای حل مسائل، بهبود تصمیم‌گیری و اجرای فعالیت‌های کارآفرینانه و نوآوری سوق می‌دهد (پاکوت[16]، 2020). اگر سرمایه فیزیکی چیزی است که در ساختمان، زمین یا تجهیزات و مواد وجود دارد، سرمایه مالی چیزی است که یک فرد در بانک دارد (پول) و سرمایه انسانی هم چیزی است که در ذهن او وجود دارد (آموزش مهارت‌های مختلف)، سرمایه اجتماعی چیزی است که در روابط یا شبکه‌های خود با دیگر افراد داریم. از این حیث سرمایه اجتماعی آن‌گونه که از اسم آن پیداست، به مشارکت اجتماعی و همبستگی بیشتر ملی کمک می‌رساند. بر این اساس هم‌اکنون دانشمندان علوم انسانی بر اهمیت این نوع سرمایه در حفظ انسجام اجتماعی تأکید دارند (ذوالفقـاری و عشایری، 1401). بحث سرمایه اجتماعی در سال 1919 در مقاله‌ای توسط هنیفن از دانشگاه ویرجینیای غربی برای نخستین بار مطرح شد. وی یک تصویر اجمالی از سرمایه اجتماعی ارائه داد که بیشتر متوجه ابعاد انسانی و تربیتی این واژه بود اما با وجود اهمیت آن در تحقیقات اجتماعی تا سال 1960 میلادی که توسط جین جاکوب در اثرش به نام مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی در برنامه‌ریزی شهری به کار برده شد، شکل جدی به خود نگرفت. به اعتقاد او، برای یک شهر شبکه‌ها نقش اجتماعی را دارند (رضائی و همکاران، 1392). جین جاکوب سرمایه اجتماعی را شبکه‌های اجتماعی فشرده‌ای می‌داند که در محدوده‌های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، نبودن جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی، پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. سپس این مفهوم در اقتصاد مورد استفاده قرار گرفت. ولی در واقع این جیمز کلمن و تحقیق او در زمینه مشارکت در امر مدرسه در شهر شیکاگو بود که سبب جلب توجه امروزی به این مفهوم شد. سپس بوردیو و بعد در دهه 1990 پاتنام از این مفهوم برای مطالعه نهادهای دمکراتیک در ایتالیا استفاده کردند (رنو[17]، 2016).

اولین توصیه‌های پاتنام به بحث‌های سرمایه اجتماعی از اواخر مطالعات وی در طرح دولت محلی در ایتالیا آغاز شد. او با به‌کارگیری مفهوم سرمایه اجتماعی می‌خواست تفاوت‌های موجود در التزام شهروندی را با وضوح بیشتری به نمایش درآورد. او ابتدا به ارائه بحث‌های مفصل شواهد خود در مورد عملکرد نهادهای نسبی و سطوح التزام شهروندی پرداخت و سپس تعریف خود را از سرمایه اجتماعی ارائه کرد: «سرمایه اجتماعی اشاره‌کننده به مشخصات تشکیلات اجتماعی است؛ مشخصاتی چون اعتماد، معیارها و شبکه‌ها که می‌توانند با تسریع فعالیت‌های هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند». پس از این پاتنام در اثر معروف خود این‌گونه می‌گوید: هسته اصلی سرمایه اجتماعی همان شبکه‌های با ارزش است. ارتباطات اجتماعی بر مولدیت افراد و گروه‌ها تأثیر‌گذار است. از نظر او، ارتباطات اجتماعی یعنی ارتباطات بین افراد، شبکه‌های اجتماعی و معیارهای تعامل و اعتمادی که ایجاد می‌شود (رابرت[18] و همکاران، 2016). بوردیو برای نخستین بار در سال 1973 سرمایه اجتماعی را این‌گونه تعریف کرد: «سرمایه اجتماعی عبارت است از سرمایه ارتباطات اجتماعی که در صورت لزوم حمایت‌های مفید را ایجاد می‌کند؛ سرمایه‌ای از مقبولیت و احترام که غالباً زمانی که شخص می‌خواهد توجه مردم را در یک موقعیت اجتماعی مهم جلب کند، ضروری است و شاید مانند پول در حرفه سیاسی به کار آید». او بعداً این تعریف را اصلاح کرد و گفت: «سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع منابع فیزیکی در دسترس فرد یا گروهی که دارای شبکه نسبتاً بادوامی از ارتباطات نهادینه شده با آشنایی‌های دوجانبه محترم هستند (زالـی و همـکاران، 1392).

همانند بوردیو، علاقه کلمن به سرمایه اجتماعی ناشی از کوشش‌های وی در تشریح ارتباطات فی‌مابین نابرابری اجتماعی و توفیقات در تحصیلات است. کلمن تعریف گسترده‌تری از سرمایه اجتماعی را در تألیف جامعه‌شناسی منطقی ارائه کرد. او سرمایه اجتماعی را به قرار زیر تعریف کرد: «مجموعه منابعی که همراه ارتباطات فامیلی و مؤسسات اجتماعی جامعه است و در توسعه اجتماعی و ادراکی کودک یا فرد جوان مفید واقع می‌شود. این منابع برای افراد مختلف یکسان نبوده و در توسعه سرمایه انسان، کودکان و جوانان مزیت فوق‌العاده‌ای به حساب می‌آید». کلمن، اعتماد و تعهد را لازمه سرمایه اجتماعی یک گروه می‌داند. به نظر او، سرمایه اجتماعی ترکیبی از ساختارهای اجتماعی مانند اشکال سرمایه مولد است و بدون آن نیل به برخی از اهداف میسر نیست (شریف‌زاده و عبدالله­زاده، 1395). کلمن تأکید می‌کند که سرمایه اجتماعی ضرورتاً از بافت ویژه‌ای برخوردار است. در واقع سرمایه اجتماع در رابطه اجتماعی و هنجارهای اجتماعی موجود بین گروه‌هایی که کار مشارکتی را تسهیل می‌کنند وجود دارد اما این ضرورتاً قابل انتقال به دیگر بافت‌ها نیست. کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی به‌عنوان منبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه اجتماعی تأکید می‌ورزد. به نظر کلمن، عواملی چون کمک، ایدئولوژی، اطلاعات و هنجارها به ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی کمک می‌کنند (کرسول[19] و همکاران، 2007). برخی محققان، سرمایه اجتماعی را در دو سطح ملی و سازمانی بررسی و مطالعه کرده‌اند (کرمی­دارابخانی، 1391).

1. سطح ملی

سرمایه اجتماعی در این سطح، اشاره به شبکه‌ها، تعاملات و هنجارهایی دارد که کیفیت و کمیت تعاملات اجتماعی را شکل می‌دهد. سرمایه اجتماعی فقط مجموع نهادهایی که جامعه را تشکیل می‌دهند، نیست بلکه سبب انسجام این نهاد‌ها نیز می‌‌شود. سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و موجب پایین آمدن سطح هزینه‌ای تبادلات و ارتباطات می‌شود.

2. سطح سازمانی

در تحقیقات کوهن و پروساک (2001) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان‌ها اشاره شده است. افرادی مانند کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمایه اجتماعی می‌تواند به توسعه اقتصادی کمک کند. برخی از مزایای مورد اشاره توسط این افراد شامل به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد، ایجاد روح تعاون (درون سازمان، بین سازمان و مشتریان و شرکا)، کاهش نرخ جابه‌جایی، کاهش هزینه‌های استخدام، کمک به آموزش، ابقای دانش سازمانی، کاهش تغییرات نیروی کار، افزایش فعالیت مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک می‌باشد.

اهمیت سرمایه اجتماعی سازمانی در این است که سبب اجتماع افرادی می‌شود (گروه‌ها، تیم‌ها، سازمان‌ها و ...) که با همدیگر به‌طور موفقیت‌آمیز کارها را به پایان می‌رسانند. سرمایه اجتماعی در تعریفی دیگر در سه سطح مطرح و بررسی شده است: الف) سطح فردی ب) سطح گروهی و ج) سطح اجتماعی (کریمی و حسنی، 1392).

پاتنام و فوکویاما در مطالعاتشان بیشتر به سطح اجتماعی پرداخته‌اند. از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی موجب شده تا نهاد‌های دمکراتیک حکومتی بهتر وظایف خود را انجام دهند و از نظر فوکویاما، سرمایه اجتماعی نظم اجتماعی را به طریق مؤثر و کارآمد حفظ می‌کند و تداوم می‌بخشد (گریفین[20]، 2013).

سرمایه اجتماعی را از منظر‌های مختلفی می‌توان مطالعه کرد. موارد زیر ابعادی هستند که می‌توانند ما را در تبیین بهتر سرمایه اجتماعی یاری کنند:

1. اعتماد (اجتماعی بین نژادها)

2. مشارکت سیاسی

3. عضویت در گروه‌های اجتماعی

4. ادیان و مذاهب (گلدفارب و هندریکسن ، 2013).

با این همه و متناسب با تعریف و ابعاد سرمایه اجتماعی، عوامل مؤثر در افزایش یا کاهش آن، یا محور‌ها، معیارها و شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری آن معرفی شده است که طیفی به نسبت گسترده را از مسائل کلان و خرد در بر دارد (گورارو[21] و همکاران، 2014).

اعتماد و میزان آن بین شهروندان و حکومت و نهادهای برآمده از آن نقش سرمایه‌های اجتماعی در کارآفرینی سازمانی بسیار برجسته است زیرا از طریق توسعه روابط شبکه‌ای و تعمیق ارزش­ها موجب افزایش خلاقیت شده و علاقه به کار، سازگاری، مدارا، تحمل و مقاومت در برابر شکست و استقبال از نوآوری را گسترش می‌بخشد (مک­کیور[22] و همکاران، 2014). سرمایه اجتماعی نقشی حیاتی در فرآیند راه‌اندازی کسب‌وکارها ایفا می‌کند و توسط واحدهای اقتصادی پشتیبانی و حمایت می‌شود. پیوند اجتماعی قوی در موقعیت‌ها و شرایط خاص، افراد را قادر به دست‌یابی به فرصت‌های بیشتر و دست‌یابی به موفقیت در سرمایه‌گذاری‌های جدید می‌کند. به ‌این ‌ترتیب، افراد توانا، اعتمادبه‌نفس پیدا کرده و شبکه‌های مهمی را برای ایجاد کسب‌وکار جدید تشکیل می‌دهند (علی و یوسف[23]، 2019).

در حقیقت امروزه، به واسطه نقش ارزش‌آفرین سرمایه اجتماعی برای سازمان، مدیریت منابع انسانی تأکید زیادی بر آن دارد. سازمان‌ها به عنوان واحدهای اجتماعی، مشتمل بر اجرای متضاد و مخالف هم هستند، آنچه که مانع از هم گسیختگی سازمان می‌شود و اقدامات سازمان را روان می‌کند، سرمایه اجتماعی سازمانی می‌باشد. به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی سازمانی عبارت است از همکاری در راستای اهداف مشترک در میان کارکنان، شبکه‌های اجتماعی، جو مبتنی بر اعتمادبه‌نفس و اشتیاق (سندوگلو و اردینسلب[24]، 2014).

هر سازمان با سرمایه اجتماعی نیرومند، قادر به دستیابی سریع با زمان‌بندی مناسب به مجموعه متنوعی از اطلاعات به منظور خلق نوآوری است. این سرمایه نوعی دارایی ناملموس برای سازمان‌ها به شمار می‌آید و در این میان موفق‌ترین سازمان‌ها آن‌هایی هستند که از این دارایی به نحو مطلوب و در سریع‌ترین زمان ممکن استفاده نمایند. پس سازمان‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند با فراهم آوردن شرایط و فرصت‌های مناسب برای بروز افکار نو، ابتکاری و کاربرد آن‌ها و یا به طور خلاصه ایجاد فضای نوآوری، محیط بیرونی را در راستای اهداف خود هدایت کنند. رهبران سازمان‌های امروزی باید حفظ و به‌کارگیری سرمایه‌های اجتماعی را به مانند کیفیت و بهره‌وری و نیز به عنوان یک اصل راهبردی در سراسر سازمان نهادینه سازند (اردکانی و همکاران، 1392).

سرمایه اجتماعی در رشد سازمان‌ها نقشی تعیین کننده ایفا می‌کند. اما واقعیت این است که این موضوع در سازمان‌های دولتی کشور ایران، با وجود اهمیتی بالایی که دارد، مغفول مانده و کمتر بدان توجه شده است (دانش­فرد و همکاران، 1400).

مفهوم و تعاریف کارآفرینی
کارآفرینی، ایجاد ارزش از طریق شناسایی فرصت‌ها و نوآوری برای بهره‌برداری از آن فرصت‌هاست. کارآفرینی با مفهوم کلی ارزش‌آفرینی در تمام ابعاد زندگی بشر، جایگاه مهمی دارد. مفاهیمی مانند ایجاد کسب‌وکار، رشد کسب‌وکار، کارآمدسازی دولت و حل مشکلات اجتماعی، بیانگر برخی از ابعاد مهم زندگی اجتماعی انسان است که کارآفرینی در آن معنا می‌یابد. کارآفرینی رویکرد، فرایند، اقدام و فعالیتی معطوف به فرصت است (یدالهی­فارسی و نجفی، 1397). از دیدگاه هیسریچ و پیترز (2002) کارآفرینی، فرایند نوآوری و بهره‌گیری از فرصت‌ها با تلاش و پشتکار بسیار، همراه با پذیرش مخاطرات مالی، روانی و اجتماعی است که البته با انگیزه کسب سود مالی، توفیق­طلبی، رضایت شخصی و استقلال صورت می‌پذیرد. کارآفرینی، فراتر از یک مسیر برای عمل، یک طرز تفکر است. در سطح سازمانی، کارآفرینی می‌تواند مضمون یا جهت‌گیری برای کل عملیات سازمان را فراهم آورد. کارآفرینی می‌تواند به عنوان جزء اصلی راهبرد یک شرکت در نظر گرفته شود و در برخی موارد، به عنوان هسته یا معرف راهبرد سازمان است (کوراتکو[25] و همکاران، 2004).

استیونسون فرایند کارآفرینی را چنین تعریف می‌کند: کارآفرینی عبارت است از فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌ها (احمدپورداریانی و ملکی، 1393: 252). درباره كارآفريني، شخص كارآفرين و كارآفريني سازماني، تعاريف گوناگوني از سوي صاحب‌نظران ارائه شده است كه با توجه به وسعت سيطره كارآفريني در رشته‌ها و علوم مختلف، تنوع تعاريف نيز امري غیرقابل‌کنترل و ناگزير است؛ درنتيجه ارائه تعريف كامل و جامعي كه بتوان با ارائه آن، اجماع ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران را جلب كرد، سخت و گاه غیرممکن مي‌نمايد. واژه کارآفرینی از قرن‌ها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول شد. این واژه معادل کلمه فرانسوی Entreprendre به معناي «متعهد شدن» و معادل To undertake در زبان انگلیسی است. این مفهوم در سال 1848 توسط استوارت ميل به کارآفرینی در زبان انگليسي ترجمه شد. بنا بر تعریف واژه‌نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید (احمدپوردارياني، 1397: 5). بر اساس مدل دیده­بان جهانی کارآفرینی[26]، کارآفرینی سه حوزه کلیدی دارد:

1. نگرش‌ها

که به طور عمده مربوط به ادراکات کارآفرینانه مانند درک قابلیت کارآفرینانه، ترس از شکست و قصد کارآفرینانه می‌شود.

2. فعالیت‌های کارآفرینانه

از جمله فعالیت‌های کارآفرینانه نوپا و اجباری (فرصت­گرا)

3. روحیه توسعه‌ای کارآفرینانه[27]

شامل رشد کسب‌وکار، انتظار رشد مورد انتظار کسب‌وکار (اشتغال‌زایی)، فعالیت‌های کارآفرینانه بین‌المللی (کردنائیج و همکاران، 1392: 99).

کارآفرینی به پیدایش کالاها، اقلام و روش‌های جدید، تسریع حرکت رو به جلوی انسان و با کنار گذاردن روش‌های قدیمی، به شکل‌گیری شاخه‌هایی کاملاً تازه در صنایع و حتی ایجاد صنایع جدید منجر شده است. این کاربرد نوآوری موجب شده بسیاری از کالاهای امروزی نه تنها بهتر، بلکه ارزان‌تر از آنچه یک دهه پیش به فروش می‌رفتند، باشند. این فرایند به اندازه‌ای قوی است که بسیاری از شرکت‌های بزرگ شروع به بررسی این موضوع کرده‌اند که چگونه می‌توانند از استعدادهای کارکنان خود برای نوآوری بهره گیرند (ملور، 1397).

دراکر (1985) کارآفرینی را به مفهوم جستجوي دائمي براي تغيير، واکنشي در برابر آن و بهره‌برداری از آن به عنوان يک فرصت بيان می‌کند. از طرف ديگر شومپيتر، به عنوان کسي که براي نخستين بار اين مقوله را در نظريات خود به صورت علمي بيان کرد، کارآفرینی را فرايند تخريب خلاق می‌داند (هزارجریبی، 1384: 9). تامپسون[28] (2000) كارآفريني را فرايندي مي‌داند كه در آن بتوان با استفاده از خلاقيت، عضو جديد را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و به‌کارگیری ديگر عوامل به وجود آورد. چرچيل[29] درباره كارآفريني با نگاه متفاوتي معتقد است، كارآفرينان بايد بر حرکت‌ها و بهبودهاي مستمري متمركز شوند كه به صورت مداوم در پي بهره‌برداری از ريسك‌ها و فرصت‌های قابل کنترل باشد (ناهيد، 1388: 42).

رضائيان كارآفريني را فراگرد شكار فرصت‌ها به وسيله افراد، بدون در نظر گرفتن منابع موجود در اختيار تعريف می‌کند و در اصل بر اين مهم استوار است كه كارآفرينان به هنگام تصور فرصت‌های جديد، محدوديت‌هاي منابع جاري را ناديده مي‌گيرند (رضائيان، 1390: 41).

کارآفرینی عبارت است از فرایند شناسایی فرصت‌ها، نوآوری برای استفاده از فرصت‌ها و اقدام مخاطره‌آمیز برای ایجاد ارزش (موریس[30] و همکاران، 2002). فراي[31] (1993) معتقد است كارآفريني يعني در هم آميختن ویژگی‌ها شخصي، ابزار مالي و منابع موجود در محيط كار كه از راه فرآيندي انجام مي‌پذيرد و بقا مي‌يابد (ناهيد، 1388: 42). کارآفرینی بـه بنگاه كمك می‌کند تا فرصت‌های جديد را تشخيص داده و از آن‌ها بهره‌برداری نمايـد (باراه و وارد[32]، 2015). کارآفرینی شامل يک فرآيند يادگيري است و عبارت است از توانايي برآمدن از عهده مسائل و مشکلات و نيز ياد گرفتن از آن‌ها مي‌باشد (دیکینز و فریل[33]، 2003). کارآفرینی فرایندی پویا است که در آن فرد کارآفرین با شناسایی فرصت‌های جدید به ایده‌ای نو و خلاق دست‌یافته و با کسب منابع لازم. با پذیرش مخاطره و ریسک، کسب‌وکاری جدیدی راه‌اندازی می‌کند؛ نتیجه این فرایند ارائه محصول یا خدمات جدیدی به جامعه است (احمدپورداریانی و کریمی، 1397: 23).

با جمع‌بندی تعاريف فوق می‌توان نتيجه گرفت که كارآفريني يك منش، سبك و الگوي مناسب زيستن است و در اصل يك نوع هستي است؛ يك باور است و اين باورپذيري و منش است كه انسان‌ها را به متفاوت بودن با فعل تغيير، دگرانديشي و نوانديشي متمايل مي‌سازد و بر اساس همين دگرانديشي و تفاوت است كه مجموعه‌های از ویژگی‌های در اين افراد تقويت يا شكل مي‌گيرد كه اگر فرد موقعيت‌شناس باشد و قدر اين شرايط را بداند و به‌صورت بهينه آن را مديريت و هدايت كند، می‌تواند در همه جنبه‌ها ارزش‌آفرین شود؛ در نتيجه اين موارد، او را از ديگران ممتاز می‌کند و موفقيت نسبي او را به دنبال مي‌آورد. سخن كوتاه اينكه غايت اصلي و نهايي كارآفريني تنها در جنبه ايجاد کسب‌وکار در جهت سود بيشتر نيست؛ بلكه تغيير و اصلاح در برخي انگاره‌ها و دگرانديشي و نوانديشي همراه با ارزش‌آفریني در تمام ابعاد زندگي است و ارمغان آن، تحول و انقلاب در انسان هم از راه سودآوري مادي در شكل بيروني آن و هم سودآوري معنوي در شكل دروني آن است (چوپانی، 1389: 22).



[1] Bosma

[2] Stam

[3] Shirkova

[4] Arenius and Minniti

[5] Abchonka

[6] Estrin

[7] Kibler

[8] Schumpetr

[9] Barnett

[10] Belogolovsky & Somech

[11] Morris & Jones

[12] Moon

[13] Boyett

[14] Venture Teams

[15] Kuratko & Morris

[16] Pacut

[17] Renault

[18] Robert

[19] Creswell

[20] Griffin

[21] Gurau

[22] Mckeever

[23] Ali & Yousuf

[24] Sendogdu & Erdirenceleb

[25] Kuratko

[26] GEM

[27] Entrepreneurial Aspiration

Thompson 1

Churcil 2

[30] Morris

Fry 4

[32] Baruah & Ward

[33] Deakins & Freel